از اون دسته آدمائیم که...
اوه صبر کن، نه. من از هیچکدوم از دسته هایی که آدما توشن نیستم. من متعلق به هیچجا نیستم. آزادم.
من از این دنیا نیستم. من فقط توشم.
گاهی رنج میبرم از اینکه کسی کنارم نیست و تنهام. اما وقتی بعدا بهش نیگا میکنم میفهمم من اصلاً ساخته نشدم تا متعلق به کسی یا جایی باشم.
من مال خودمم. زندگیمو خودم میسازم، و از این بابت خوشحالم...
احساس تنها نبودن و کنار کسی بودن و خیلی دوست دارم اما آدم هیچوقت نمیتونه رو کسی حساب کنه. اگه حساب کنه احتمال ضربه خوردنش خیلی بیشتر از خوب تموم شدنشه... از خودم نمیگما. دیدمو تجربه کردم که این حرفو میزنم...
آخ کاش میشد بارون بیاد، کاش میشد برم الان زیر بارن، اشکمو بزارم گم شن بین قطره های بارون.
ذهنم خیلی شلوغ شده..
"احساس تنها نبودن و کنار کسی بودن و خیلی دوست دارم اما آدم هیچوقت نمیتونه رو کسی حساب کنه. اگه حساب کنه احتمال ضربه خوردنش خیلی بیشتر از خوب تموم شدنشه..."
متاسفانه باهات شدیداً موافقم...!
منم تا حدودی باهات موافقم قصه ... اما بعضی وقتا خوبه که آدما تو زندگیشون ریسک کنن و به افراد دور و برشون فرصت نزدیکتر شدن بدن ، ممکنه 100 نفر ناامیدت کنن اما اگه نفر 101 ام اینجوری نباشه چی ؟ از کنارش رد میشی ؟
نه درسا، مساله همینه. واقعاً باید اعتماد کرد یا نه؟ اگه همه یه زندگیت گیره کسایی بیفتی که نه امیدت کردن چی؟ ونوقت آسان میشه به نفره 101 ام اعتماد کرد؟ واقعاً کی میدونه؟
حرفت به جاست ... اما اون کسی که نفر 101 ام زندگی تو قرار گرفته چه گناهی کرده که چوب نامردی 100 نفر قبلی رو بخوره و از زندگی تو به راحتی محو شه ؟؟
ah ghesseh to khaste bodi baron biad dishab???

webet ghashang bud azizam
heif ke pak kardam webamo hafte pish vagarna linket mikardam
moafagh bashi
chi shode bood mage dishab ke baroon umad? khasti bezang behem harf bezanim aziizam:) misssss uuuuuu!